تبليغاتX
محمد ربیع زاده

ارائه مطالب علمی و آموزشی در خصوص مسائل مدیریتی، بانکداری و بازاریابی m.rabi41@yahoo.com


لينک های روزانه   :
   

رشیو مطالب:
pArSTools.com -->

بانک صادرات ایران برگزیده برتر 20 برند برگزیده کشور

20 برند برگزيده شامل بانک صادارت، همراه اول، ايران خودرو، زر ماکارون، پارس خودرو، استيل البرز، يک و يک، گلبافت، تکدانه، داروپخش، بهروز، دلپذير، سپهر الکتريک، ارژن، خوشخواب، نوين زعفران، هاويلوکس، بوف، تلاونگ و گلرنگ حايز دريافت تنديس و لوح سپاس از دومين جشنواره يکصد برند برتر ايران شدند. 100 برند برتر ايران شامل ارژن، استيل البر، اشي مشي، الوان، اسنوا، اوه، ايران اير، ايران خودرو، ايران رادياتور، ايرانسل، ايساکو، آبسال، آيدين، بانک اقتصاد نوين، بانک پاسارگاد، بانک تجارت، بانک صادارت، بانک ملت، بانک ملي، بوتان، بهروز، بوف، بيمه ايران، بيمه آسيا، بيمه پارسيان، بيمه کارآفرين، پارس خزر، پارس خودرو، پاکسان، پالاز موکت، پگاه، پلان، پومر، پونل، تاژ، تک ماکارون، تکدانه، تلاونگ، تولي پرس، جليس، چي توز، چيني زرين، چيني مقصود، حلواي عقاب، خوشخواب، داروپخش، داروسازي فارابي، داروسازي اکسير، داروگر، دامداران، دايتي، دلپذير، رازي، زرماکارون، زمزم، سحر خيز، سايپا، سپهر الکتريک، ستاره کوير يزد، سن ايچ، شيرين عسل، شيلتون، صحت، صنام، ظريف مصور، فرش عظيم زاده، فرش مشهد، فومن شيمي، قالي سليمان، قلم چي، کاچيران، کاله، کبريت توکلي، گاج، گلبافت، گلرنگ، گلستان، لاستيک بارز، لادن، لايکو، ماديران، مانا، ماهان، مزمز، مهرام، ميهن، ماني، بهران نفت، نفت پارس، نوشين، نوين چرم، نوين زعفران، نيلپر، هاکوپيان، هاويلوکس، همراه اول، همکاران سيستم، هواپيمايي ماهان، يک و يک و خليج فارس است.

اختتاميه دومين جشنواره بين‌المللي برترين نام و نشان هاي تجاري ايران (يکصد برند برتر ايران) با شعار "خليج هميشگي فارس ماندگارترين برند ايران"، در   ۲۳ آ ذر ۱۳۸۸در مرکز همايش هاي بين المللي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران برگزار شد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 8:29  توسط محمد ربیع زاده  | 

مولوی

مغز هر میوه بهست از پوستش                      پوست دان تن را و مغز آن دوستش

مغز نغزی دارد آخر آدمی                             یکدمی آن را طلب گر زان دمی

                                                                                       مولوی

كلمه ايده (idea) در اصل كلمه اي است يوناني و معاني مختلفي دارد . مانند شكل ، ظاهر ، نمونه و غيره ... خود اين كلمه از لفظ يوناني ديگري با نام " ايده نيو" كه به معني ديدن است مشتق شده است .

اول كسي كه اين كلمه را در فلسفه و به عنوان اصطلاح فلسفي به كاربرد ، افلاطون بود كه آنرا به اعتبار يكي از معاني اين كلمه يعني نمونه و مثال در مورد يك سلسله حقايق مجرد با همان مثل افلاطوني استعمال نمود.

ايده يعني تصورات ذهني ( اعم از حسي ، خيالي يا عقلي )

12 روش براي ايجاد خلاقيت و ايده هاي بزرگ در ذهن

1- زياد مطالعه كنيد .

2- فرصت هايي را كه در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهيد.

3- يك دفترچه يادداشت به همراه داشته باشيد.

4- از افكار ديگران بهره بجوييد.

5- تغييراتي در محيط اطراف خود ايجاد كنيد.

6- بر روي شكاف ميان دو نسل خط بطلان بكشيد.

7- به رفيق شفيق خود مراجعه كنيد .

8- به توانايي هاي خود اتكا كنيد .

9- در حيطه كاري خود به فعاليت بپردازيد.

10- به ذهن خود آزادي عمل دهيد .

11- اينده هاي گذشته را از نو بسازيد.

12- از الهه وجودتان ياري بخواهيد.

سه روش براي خلق ايده هاي سود آور كسب و كار

1-     ارتباط مستمر با افراد در كسب و كارهاي ديگر مي تواند در ايجاد ايده هاي سودآور ،‌موثر باشد.

2-     اگر شما ارتباط زيادي با افراد نداريد سعي كنيد بيشتر بخوانيد . مطالعه كردن نيز مي تواند ذهن شما را برانگيزد.

3-     اگر زمان كافي براي خواندن و مطالعه نداريد ، گوش دهيد .

چه مواردي ايده و پيشنهاد شناخته نمي شود.

1-   طرح وظايف جاري در قالب پيشنهاد ( وظايف فرد ، مجموعه فعاليت هايي است كه توسط مقام مافوق وي تعريف و پيگيري مي شود) .

2-     انتقاد صرف از روش و استاندارد انجام كاري بدون ارائه راه حل

3-     انتقاد از مجريان استاندارد ( اشخاص يا قسمت هاي خاص )

4-     تذكر و يادآوري براي انجام كاري كه روال خاصي براي انجام آن در دفتر يا قسمت وجود دارد.

5-     ارائه صرف درخواست ملزومات اداري

6-     ارائه پيشنهاد جديد براي پيگيري بررسي پيشنهاد قبلي و يا تجديد نظر به بررسي پيشنهاد.

7-   ارائه يك موضوع در قالب دو دو يا چند پيشنهاد به دو يا چند كميته بررسي كننده . ( پيشنهاد بايد به كميته اصلي ارائه شود و كميته ، نظر ديگر قسمت هاي مرتبط را استعلام كند )

8-   ارائه پيشنهاد براي طحر اقدامات بهبودي كه شش ماه از زمان اجراي آن گذشته باشد ( اگر چه ابتدااجراي بهبود در مورد كار خود فرد ـ فراتر از وظايف تعريف شده و با اخذ مجوز مقام مافوق ـ و سپس ثبت آن در نظام پيشنهاد ها توصيه مي شود . اما فاصله زماني اين دو معمولاً نبايد بيش از 6 ماه يا يكسال باشد)

9-   ارائه موضوعي مشابه در قالب چند پيشنهاد ( مثلاً‌براي پيشنهاد تغيير يك فرم ف يكبار براي فيلد اول ، يكبار فيلد دوم و ... پيشنهاد شود)

آشنايي با روش هاي خلاقيت و ايده يابي

آشنايي با تكنيك 5w+1H و روشه به كارگيري آن براي ايده يابي توسط كاركنان

تكنيك اسكمپر يا سوالات ايده برانگيز

تكنيك PICL

تكنيك شكوفه نيلوفر

تكنيك درنگ خلاق

تكنيك توهم خلاق

تكنيك طوفان ذهني ( بارش افكار )

 

با استفاده از :  کتاب نظام پیشنهاها مولف سعید فتح الهی راد  از انتشارات مرکز آمزش و تحقیقات صنعتی ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 16:38  توسط محمد ربیع زاده  | 

ایده

12 روش براي ايجاد خلاقيت و ايده هاي بزرگ در ذهن
خلاقيت باعث بروز افکار بزرگ در انسان ميشود. اما معمولا
سـخت ترين مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پيشرفت راهنمايي کرده و فردايي روشن را برايمــان به ارمغان مي آورند. با به کارگيري اصولي که دراين قسمت براي شما شرح مي دهيم مي تـوانـيـد يـک تـجارت بزرگ و
بي نقص راه اندازيد. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام اين امور عادت نداده ايم. اين امر سبب ميشود تـا توانايي خـود را بـراي دامـن دادن بـه تـصورات و تخيلات از دست داده و در نـتـيـجه قـدرت تـخـيـل خـود را به کار نگيريم. به همين دليل
فرصتهاي بي شماري را به آساني از دست مي دهيم. ايـده هاي بـزرگ از مـحـلي فـــراي باورهاي شخصي نشات مي گـيـرند. بـايد بـه دوردسـت هــا بنگريد و افکار متفاوت را آزمايش کنيد تا به نتيجه مطلوب دست پيدا کنيد. عده اي بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکي بي حس و کرخت مي کنند، چنين رفتاري باعث مي شود درخت افکار شما هيچ گاه به بار ننشيند.
1- زياد مطالعه کنيد
ذهن شما همانند بدنتان براي اينکه رشد پيدا کرده و پرورش يابد نيازمند تمرين و تحرک است، و چه تمريني بهتر از کتاب خواندن. سعي کنيد با افکار و عقايد انسان هاي موفق در طول تاريخ آشنا شويد. شرح حال و تاريخچه زندگي هر يک از آنها را مرور کنيد و از آن درس بگيريد. با مطالعه اين کتب مي توان حدس زد که چگونه اين افراد بزرگ ذهن خود را براي رسيدن به بهترين ها پرورش داده بودند. همچنين مي توانيد مجلاتي نظير تجارت و يا اقتصاد روز را نيز مطالعه کنيد. با آگاهي از نظرات ديگران پيرامون مسايل مختلف شما سطحي نگري را کنار مي گذاريد و با يک ديد عمقي به موضوعات مختلف مي نگريد.
2- فرصت هايي را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهيد
شايد بروز بسياري از مسائل را به شانس واگذار مي کنيد. تصور شما نادرست است. شايد بعضي مواقع حس مي کنيد که مغزتان اصلا کار نمي کند و هيچ عکس العملي از خود نشان نمي دهد. اما مواقعي هم وجود دارد که ذهنتان به قدري فعال است که مي خواهيد انيشتن را به رقابت دعوت کنيد. تنها مشکل موجود اين است که اين زمان طلايي مواقعي که شما به آن نياز داريد، ظاهر نميشود. زماني که ذهن در حال فوران است تا آنجا که مي توانيد به افکار خود پر و بال دهيد. اجازه دهيد افکارتان مثل آب آتش نشاني به بالاترين نقطه صعود کنند. هنگامي که براي پرواز کردن به ذهن خود فضا مي دهيد، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتايج شگفت انگيزي را بدست خواهد داد.
3- يک دفترچه يادداشت به همراه داشته باشيد
هنگاميکه افکار بي نظير به ذهن شما خطور مي کنند از ذخيره کردن آنها اطمينان خاطر حاصل کنيد. در اين امر به يادداشت هاي ذهني اکتفا نکنيد زيرا ممکن است به دست فراموشي سپرده شوند. سعي کنيد هميشه يک دفترچه يادداشت و يا يک ضبط صوت به همراه داشته باشيد به ويژه در کنار تخت خواب خود براي مواقعي که افکار طلايي در حدود ساعت 2 نيمه شب به ذهن شما خطور مي کنند. هنگاميکه افکارتان در جايي ثبت شوند، شما به راحتي مي توانيد به آنها دسترسي پيدا کنيد و آنها را به سرعت به کار ببنديد. افکار بزرگ نيز مانند ميوه ها فقط تا زماني که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.
4- از افکار ديگران بهره بجوييد
بهره جستن از افکار و عقايد ديگران نيز به نوبه خود روش مناسبي براي گسترش ايده هاي شخصي شماست. افراد مختلف داراي نقطه نظرات و چشم اندازهاي متفاوتي هستند. توانايي هاي آنها مختلف است و سوابق و پيشينه هاي متفاوتي دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن يک بحث در ميان جمع ، آنقدر پيشنهادهاي مختلف شنيده مي شود که نيمي از آنها هرگز به ذهن شما نمي رسيدند. به اين طريق شما ميتوانيد با کوله باري سرشار از افکار متفاوت در جاده تصميم گيري گام برداريد.
نسبت به نظر هيچ کس بي توجهي نکنيد . شايد در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شايد مانند صدف هايي باشند که در خود گوهرهاي گرانقيمتي را جاي داده اند. درست نيست که در مورد نظر ديگران به قضاوت بنشينيم سعي کنيد به جاي قضاوتهاي بيهوده آن ها را سبک سنگين کرده و در امور روزمره خود به کار بنديد.
5- تغييراتي در محيط اطراف خود ايجاد کنيد
گاهي اوقات تنها چيزي که باعث مي شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغيير وضع ظاهري محيط اطرافتان است. اگر چشم انداز پيرامون شما تغيير کند، ذهن شما نيز به صورت ناخود آگاه به سمت يک ديدگاه جديد تغيير جهت مي دهد. اگر تمام مدت در پشت ميز خود بنشينيد ذهن خود را در آن شرايط محدود مي کنيد و هيچ فضايي براي برانگيختگي او باقي نمي گذاريد.
بنابر اين ميتوانيد پياده روي کنيد، به باشگاه ورزشي برويد، کنار آب رود بنشينيد و در کل به يک مکان جديد قدم بگذاريد تا ذهن شما نيز بتواند آزادانه به تمرين و تقلا بپردازد.
6- بر روي شکاف ميان دو نسل خط بطلان بکشيد
ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طريق فشار هاي اجتماعي سرکوب نشده است. به جهان با شگفتي مي نگرند و مانند بزرگترها پاکي و معصوميت خود را از دست نداده اند. با کودکان پيرامون مسائل مختلف صحبت کنيد تا با نقطه نظر ساده و بي آلايش آنها آشنا شويد. اگر مي خواهيد مشکلي را حل کنيد نظر آنها را نيز جويا شويد. عقايد آنها شما را به تعجب وا مي دارند. آنها قصد تاثيرگذاري در ديگران را ندارند و همه چيز را تنها با اتکا بر پاکي و صداقت بيان مي کنند.
از سوي ديگر با افراد سالخورده و مسن نيز مشورت کنيد. آنها مدت ها پيش با تمام اين مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربياتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هيچ قيمتي را نمي توان بر روي آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگيريد، با ديدگاههايشان نسبت به زندگي آشنا شويد و از آنها درس بگيريد. قطعا شما را به سوي جهت مناسب هدايت مي کنند و از مشکلات در امان خواهيد بود.
7- به رفيق شفيق خود مراجعه کنيد
همه ما دوستي داريم که به نظر ميرسد توانايي پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصي از او کمک مي خواهيد؟ بد نيست گاهي در مورد مسائل مهمتر نيز از او ياري بجوييد.
8- به توانايي هاي خود اتکا کنيد
قواعد و اصول کلي را براي يک لحظه هم که شده فراموش کنيد. اين رهنمون ها در جاي خود مفيد هستند اما ممکن است مانند يک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن ديد وسيع را از شما بگيرند و اجازه ديدن چشم اندازهاي متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهي خود را از قيد و بند قوانين آزاد کنيد. شما مي توانيد بدون توجه به کارآيي روش هاي گذشته به آساني و بدون بروز هيچ شک و ترديدي در راه مورد نظر خود گام برداريد. کمي جسارت به خرج دهيد و سيستمهاي فعلي را زير سوال بريد.
9- در حيطه کاري خود به فعاليت بپردازيد
خيلي خوب است که به ذهن خود اجازه دهيد آزادانه به گردش بپردازد. اما اين گردش بايد در حيطه دانش شما انجام پذيرد. اگر يک طراح هستيد لازم نيست راه حلي براي مشکلات اقتصادي پيدا کنيد. افکار شما تنها در رشته اي که مهارت داريد خوب کار مي کنند و در ساير رشته ها نتيجه اي مصيبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نياز به ورود به قلمرو ديگري را داريد بهتر است قبل از هر کار با يک متخصص مشورت کنيد و اجازه انجام کليه امور را به دست او بسپاريد تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.
10- به ذهن خود آزادي عمل دهيد
آيا با تمرين هاي رايج نويسندگان آشنايي داريد؟ آنها براي مبارزه با محدوديت ها يک روش بسيار جالب را برگزيده اند. فقط کافي است قلم را بر روي کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روي کاغذ بياوريد. ميتوانيد از مشکلات شروع کنيد و به دنبال هيچ گونه ارتباطي در دست نوشته هاي خود نباشيد. مهم نيست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر مي رسند. بعدا مي توانيد مثل يک جدول تناوبي آنها را سازماندهي کنيد، در آخر نيز امکان دارد به چيزي دست پيدا کنيد که بيهوده و بي ربط باشد اما چيزي که در اين مبحث حائز اهميت است اين است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده ايد و اين خود يک امتياز محسوب مي شود. هيچ کس نمي داند شايد به نتيجه اي برسيد که سال ها منتظر آن بوده ايد.
11- ايده هاي گذشته را از نو بسازيد
افکار شما مثل کامپيوتر هستند. هر چند وقت يک بار نياز است که سخت افزار آن را ارتقا دهيد. ايده هاي بزرگ گذشته را پيش روي خود بگذاريد و بر روي آن ها عمليات نوسازي انجام دهيد. آن ها را اصلاح کنيد و براي بهبودي آن ها تلاش کنيد. ضمائم لازم را نيز براي تقويت هر چه بيشتر به آنها بيفزاييد. اين کارها را مي توان با نوشتن عقايد اوليه خود بر روي کاغذ و نظم دادن به آشفتگي ذهنتان انجام دهيد. عالي به نظر ميرسد پس منتظر چه هستيد؟ بهتر است در انجام آن تعجيل کنيد.
12- از الهه وجودتان ياري بخواهيد
آيا يک شي، آهنگ، مکان و يا يک شخص خاص وجود دارد که حضور و يا تجسم او براي شما خوشايند بوده و به ذهنتان نيرويي همچون قدرت موتور جت مي دهد. از هيچ تلاشي براي رسيدن به آن مضايقه نکنيد. تنها يک چنين چيزهايي هستند که شما را به سمت ابتکارات بديع رهنمون مي سازند. از وجود آن بهره بجوييد و اجازه دهيد تا انوار طلايي آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گيرد.
يک ايده بزرگ از چه ويژگي هايي برخوردار است
شرکت ها و کمپاني هاي بزرگ به ويژه آن دسته که بر روي مسائلي نظير طراحي و تبليغات کار مي کنند، سرمايه گذاري هاي عظيمي صرف مي کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه ميتوانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ايده هاي بزرگ باشند. خيلي از آنها از کارمندان درخواست ارائه ليست هفتگي ايده ها را ميکنند. در چنين محيطي چيزي به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضي ايده ها خام هستند.
بنابراين خيال بافي و رويا پردازي کنيد تا ذهـن شما به نظريه پردازي عادت کند و از قلمرو سادگي بيرون آيد. قدري افسار گسـيـخـــته باشيد تا پندار شما به بلندي ها پرواز کرده و اوج گيرد.
منبع:
http://www.mardoman.com/success/greatideas.aspx

به نقل روانشناسي آيناز


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 14:10  توسط محمد ربیع زاده  | 

کهنه سرباز

به نقل از کتاب کهنه سرباز

با تشکر از آقای امیر بینش

مهندس مفرح مديرعامل بانك صادرات كه در اوايل دهه 1360 درگذشت، نمونه‌اي از مديران خودساخته‌اي بود كه در روش‌هاي مديريت به موضوع كارمندان و كاركنان بانك صادرات توجه فوق‌العاده‌اي داشت.


او با تاسيس شركت «بيمه اميد ايران» و افزايش دادن 3 برابري حقوق كارمندان كه به‌طور متوسط به 1000 تومان در ماه رسيد موجي از وفاداري در ميان كاركنان بانك صادرات ايجاد كرد...
آن وقت به مهندس مفرح گفتم: حالا من از شما يك سوال دارم كه جواب سوال خودتان در آن است و سوال اين است كه اگر به فرض فردا صبح شخصي كه در كار منزل به شما و يا من كمك مي‌كند، مبتلا به «منانژيت» شد، آيا صحيح مي دانيد به عوض اينكه او را به پزشك فاميلي مراجعه دهيم تا با يك تزريق پني‌سيلين بهبودش ببخشيد، به ملاحظه قياس به نفس بدهيم به كله او مدفوع گرم گاو ببندند. چرا كه در گذشته با يكي از ما چنين رفتاري شده بود؟
مهندس مفرح فورا مطلب را دريافت و غلط بودن قياس را درك كرد و به فكر فرو رفت. من فهميدم حرفم در او تاثير كرد و متوجه شد امور زندگي را نمي‌توان صرف نظر از عامل زمان و مكان مثل عكس از يك نسل به نسل ديگر و از يك محل به محل ديگر انتقال داد. مقتضيات زمان و مكان بايد هميشه مدنظر باشد.
بعد اضافه كردم: ما در دنيايي كه دائم در حال تحول و سير تكاملي است، زندگي مي‌كنيم. هر چه زمان بگذرد وسايل و موجبات بهتر از گذشته در اختيار مردم قرار مي‌گيرد. اشخاصي كه سرنوشت مردم را در دست دارند، از جهتي به دو دسته تقسيم مي‌شوند؛ آنهايي كه فكر مي‌كنند ناراحتي‌هاي زندگي گذشته خود را بايد به سايرين و يا نسل جديد منتقل سازند، يعني مردم را به همان ناراحتي‌هاي گذشته خود مبتلا كنند، تا آزارهاي گذشته خود را تعديل سازند و تعادل عصبي خود را حفظ كنند، در مقابل آنهايي كه سعي دارند تدابيري بينديشند تا سايرين و نسل بعد دچار ناراحتي‌هاي گذشته ايشان نشوند. انصاف و عدالت اجتماعي حكم مي‌كند هيات مديره بانك، در مقوله دومي باشند. زيرا اثرات خيرانگيز روحيه آنان عده بسياري را به آسايش و رفاه مي‌رساند.
مهندس مفرح پس از لحظه‌اي فكر با صداي خفيف گفت: «آمده بودم درس بدهم، درس گرفتم.» مثل اينكه از يك تار عنكبوت فكري كه مغزم را اسير كرده بود نجات پيدا كردم. درباره امير خدمتگزار حرفي ندارم، فقط نمي‌دانم يك بام و دو هواي نتيجه آن را چه بايد بكنم؟ اشكال اين است كه چطور مي‌توانم كارمند شعبه اكباتان را در شرطي غير از ساير كاركنان بانك بگذارم؟
گفتم: سايرين را در شرط آن بگذاريد و چون ديدم با چشم‌هاي استفهام‌آميز به من نگاه مي‌كند، ادامه دادم: امروز در دنيا قاعده بيمه كارمندان در مقابل حوائج پزشكي معمول است. چرا نبايد ما هم به متابعت از دنيا كارمندان و خانواده‌هاي آنها را بيمه كنيم؟
گفت: در ايران اين كار را نمي‌شود انجام داد. چون موسسات بيمه در ايران، موسسات غارتگري هستند. پول هنگفت از بيمه‌شوندگان مي‌گيرند. سرويسي را هم كه روي كاغذ تعهد كرده‌اند به انجام نمي‌رسانند. اگر ما كاركنان بانك را نزد يكي از اين موسسات بيمه كنيم، پول ما در واقع مصرف اتومبيل‌هاي آخرين سيستم و مسافرت‌هاي تفريحي و اضافه حقوق و پاداش مديران موسسات بيمه مي‌شود، بدون اينكه كارمندان از آن فايده‌اي بگيرند.
گفتم: شما با اساس مطلب مخالفيد يا با طرز عمل موسسات؟
گفت: اساس مطلب را مي‌پسندم، ولي به اين موسسات اعتقادي ندارم.
گفتم: وقتي در اساس مطلب توافق داريد، مشكلات ديگر حل‌شدني است.
حالا كه به موسسات بيمه اعتقاد نداريد، چه اشكالي دارد خود بانك يك موسسه بيمه ايجاد كند تا نتيجتا پولي كه بابت حق بيمه پرداخت مي‌شود در موسسه مربوط به خود بانك متمركز شود و آن هم آن را در حساب خودش در بانك صادرات بگذارد. در اين صورت پولي از بانك خارج نمي شود كه حيف و ميل كنند، سرويس پزشكي كارمندان هم مستقيما زير نظر بانك خواهد بود و در اين صورت مشكلي باقي نمي‌ماند.
***
مهندس مفرح دستي داد، تبسمي كرد و رفت. نتيجه اين گفت‌وگو تشكيل «شركت بيمه اميد» از طرف بانك صادرات شد كه كليه كاركنان بانك و خانواده آنها را زير پوشش پزشكي گرفت.
ب- موضوع مربوط به سرقت منال بانك
سرقت در بانك صورت بحران‌آميزي به خود گرفته بود: مسوولين صندوق، حساب‌هاي پس‌انداز و حتي تحويلدارها به انواع طرق پول‌هاي بانك را از آن خارج مي‌كردند و ناپديد مي‌شدند. پيگردي آنها مستلزم سال‌ها صرف وقت و پرداخت مخارج سنگين بود كه عملا نتيجه‌بخش نبود و هيچ كس نمي‌دانست در قبال اين وضع بانك چه روشي بايد اتخاذ شود.
به پيشنهاد يكي از افراد هيات مديره به تعداد مستحفظين مسلح بانك‌ افزوده شد، ولي اين عمل گذشته از اينكه تاثير مثبتي در حل بحران به وجود نياورد، مشكل تازه‌اي هم براي بانك ايجاد كرد كه عبارت بود از مقتول شدن غافلگيرانه مستحفظين به دست جنايتكاران به منظور تصرف اسلحه كمري آنها. نظريه ديگري بر محور افزايش تعداد بازرسان هم موجب تحميل هزينه سنگين بدون نتيجه مثبت بود.
يك روز مهندس مفرح سرزده وارد دفترم شد و به محض ورود گفت: هيچ وقت در بانك، دچار اين وضع نشده بوديم. كوچك‌ترين اميدي به دستگاه دولتي نيست، هيچ روزنه اميدي هم براي حل مشكل ديده نمي‌شود. فقط اين را مي‌دانم كه اگر به زودي به اين سرقت منال بانك نتوانيم خاتمه دهيم، چاره‌اي جز بستن درب بانك نخواهيم داشت. مي‌دانم اين كار به شعبه اكباتان ارتباطي ندارد، ولي كمك فكري دوستان در مواقع بحراني ذي‌قيمت است.
گفتم: راه‌حل اساسي بايد معطوف به فعل و انفعال مغزي كاركنان باشد، نه اعمال آنها. رابطه بين علت و معلول را بايد اساس فكر قرار دهيم و مانع شويم از اينكه فكر فرار در مغز كارمندان رسوخ كند، چرا كه اگر اين فكر در دماغ آنها رخنه كرد، هر قدر به تعداد مستحفظين و بازرس‌ها افزوده شود، محال است بتوان از فرار آنها جلوگيري كرد. آيا ممكن است براي هر كارمندي يك موكل شبانه مامور كرد كه حتي در موقع خواب هم مراقب او باشد؟
گفت: البته، نه اما راه‌حل چيست؟
گفتم: راه‌حل موجود است، اگر مساله را از اساس بررسي كنيم و توجه كنيم به اينكه كارمندان هم حق دارند مثل مردم عادي آرزوي متمول شدن داشته باشند.
گفت: چي؟
گفتم: متمول شدن كه بتوانند براي خود منزل خريداري كنند، زن بگيرند، صاحب اولاد شوند. يعني بفهمند بانك خانه اميد آنها است و آرزوهاي طبيعي و مشروع آنها در آن تامين خواهد شد، نه يك سازماني كه از وجود كارمندان براي متمول كردن «سايرين» استفاده مي‌كند، بدون اينكه حتي به حداقل معيشت آنها بينديشد. در آن صورت كارمندان نه فقط از خانه خود فرار نمي‌كنند، تلاش خواهند كرد آن را براي خود بهر نحو ميسر باشد، حفظ كنند. كي از خانه خود فرار مي‌كند؟
گفت: بايد حسن نيت و تصورات را از حقايق جدا كرد. تصور نمي‌كنيد به تصور و حسن نيت صورت مبالغه‌آميز داده‌ايد؟
گفتم: موضوع «تصور» در بين نيست. من از واقعيت صحبت مي‌كنم؛ و يك مورد نمونه‌اش همين آقاي م. اخوان و برادرش است. اين شخص سفته‌اي را به امضاي برادرش رسانده با موافقت اداره اعتبارات بانك در اين شعبه تنزيل كرد. در عين حال برادرش به امضاي او و با موافقت اداره اعتبارات بانك، سفته ديگري به همان مبلغ به شعبه فردوسي فروخت. مجموعه اين دو مبلغ حاصل از دو سفته صوري براي خريداران زمين در خيابان شميران مصرف شد. آن وقت دايره اعتبارات بانك به اعتبار آن سند مالكيت اعتبار ديگري براي نامبرده تصويب كرد تا به مصرف ساختن سالن سينما در آن زمين برسد. آن سالن سينما ساخته شد و الان مشغول كار است.
دو سفته‌ بالا به طور واضح صوري بودند، زيرا آن دو برادر مال‌التجاره‌اي نداشتند به هم بفروشند. پس بانك با دو برگ كاغذ خالي از وجه، در كمتر از يك سال عملا دو نفر از مردم عادي را در ليست ميليونرهاي تازه به دوران رسيده بالا آورد. آن كارمند دايره اعتبارات و اين دو كارمند بروات نزولي در شعبه اكباتان و فردوسي، به خوبي از نحوه كار بانك به نفع اخوان‌ها كه به دست آنها صورت گرفته مستحضرند و نمي‌توانند بفهمند و هضم كنند كه چرا بانك بايد در قبال سايرين اين اندازه سخاوتمند و درباره كارمندان خود به حداكثر خسيس باشد. مي‌دانيد كارمند بانك صادرات كه روي سفته‌هاي نزولي بالا عمل كرد، حقوقش چه ميزان است؟ 3200ريال؟ آيا اين حقوق براي حداقل زيست شرافتمندانه يك فرد كافي است؟
مهندس مفرح مدتي به فكر فرو رفت و بعد سرش را بلند كرد و گفت: صحيح مي‌گوييد. با اينكه اول سال اضافه حقوق به همه داده شده سعي مي‌كنم صدي ده ديگر به حقوق كليه كارمندان اضافه كنم. چطور است؟
گفتم: تصور نمي‌كنم نتيجه‌اي بدهد.
گفت: توجه داريد جمع كل اين مبلغ براي همه كارمندان بانك به چه ميزان سرمي‌زند؟ آن وقت كمي فكر كرد و گفت: صدي پانزده.
گفتم: لطفا به خاطر داشته باشيد من نماينده كارمندان نيستم كه با من چانه بزنيد. وقتي شما از صدي ده و پانزده صحبت مي‌كنيد، در باب اضافه حقوق فكر مي‌كنيد و حال آنكه حرف من در باب اضافه حقوق نيست. من از حداقل معيشت صحبت مي‌كنم نه اضافه حقوق، اينها دو موضوع به كلي مختلف هستند. شما كه پسر سيد آبگوشتي هستيد و دقيقا به قيمت نخود و لوبيا و گوشت و پياز وارديد، بگوييد حداقل هزينه زيست شرافتمندانه يك زن و شوهر جوان به چه ميزان است؟
مهندس مفرح تبسمي كرد و مداد را برداشت، روي كاغذ ارقامي نوشت و خط زد و مجددا ارقامي نوشت و خط زد و پس از چندين مرتبه تكرار اين عمل گفت: حداقل مبلغ براي اينكه يك زن و مرد جوان بتوانند زندگاني مستقل كوچك و شرافتمندانه داشته باشند، در حال حاضر ده‌هزار ريال در ماه است.
گفتم: پس خودتان تصديق داريد، با كمتر از اين مبلغ يك كارمند بانك نمي‌تواند زندگي كوچك و شرافتمندانه داشته باشد. اين آن رقمي است كه بايد بانك به كارمندان بپردازد، نه سه‌هزار ريال حد متوسط حقوق فعلي و صدي ده‌يا صدي پانزده اضافه بر آن كه مي‌شود 3300 يا 3600ريال.
مهندس مفرح هر وقت تسليم به فكري مي‌شد، سكوت مي‌كرد. به دنبال اين گفت‌وگو سكوت كرد و از دفترم خارج مي‌شد.
چيزي نگذشت كه در شگفتي عمومي، پايه حقوق كارمندان بانك از 3000ريال به 10.000ريال در ماه افزايش حاصل كرد و موسسه بيمه اميد براي بيمه كردن كليه آنها پايه‌گذاري شد و آثار زير به اقدامات بالا مترتب گرديد:
الف- مساله خارج كردن منال بانك از طرف كارمندان و مفقود شدن آنها به كلي خاتمه يافت.
ب- تمام بانك‌هاي خصوصي ناگزير شدند حقوق كارمندان خود را در حدود سطح بانك صادرات بالا ببرند تا از جذب شدن كارمندان مبرز خود به بانك صادرات براي شعب جديد آن جلوگيري كنند و به زودي اين موضوع به تمام موسسات خصوصي تعميم يافت.
ج- عين كيفيت بالا- در موضوع بيمه صورت وقوع پيدا كرد.
د- تخمينا صدي هفتاد از كارمندان مجرد بانك (قسمت اعظم كارمندان بانك جوان و مجرد بودند) در ظرف يك سال متاهل شدند و صدي پنجاه از كارمندان بانك در همان سال براي خود خانه خريداري كردند.
مهندس مفرح با بالا بردن پايه حقوق كارمندان به ماخذ 333درصد (از 3000ريال به 10.000ريال)، شجاعت فوق‌العاده‌اي به خرج داد. زيرا به ماخذ كوتاه محاسبه، اين افزايش مافوق قوه پرداخت بانك بود، ولي مهندس مفرح اميدوار بود حسن‌نيت كارمندان در سر پا نگاه داشتن خانه خودشان، يعني بانك و پاره‌اي تدابير ديگر مشكل را حل كند.
در واقع بانك پس از چند ماه مواجهه با اشكال مالي براي تامين پرداخت حقوق شد، ولي به كارمندان اعلام گرديد كه فقط در بانك صادرات مجاز به داشتن حساب جاري هستند و به اين كيفيت مبلغ هنگفتي از پرداخت در خود بانك فقط از يك حساب به حساب ديگري منتقل شد بدون اينكه از بانك خارج گردد. از طرف ديگر به طور غيرمترقبه افزايش قابل‌توجهي در تعداد و حجم حساب‌هاي جاري كارمندان مشهود گرديد. پس از تفحص كافي معلوم شد كه ناشي از تكثير ازدواج‌هاي آن سال بوده، كارمندان جوان بانك كه در اثر توسعه معاش ازدواج كرده بودند مشوق بستگان سببي در گشايش حساب‌هاي جديد شدند كه اثر بزرگي در بالا بردن بنيه مالي بانك داشت. در مخيله هيچ كس خطور نمي‌كرد كه ازدواج كارمندان بانك ممكن است موجب برطرف كردن مضيقه مالي آن بشود.
يك نكته كه مهندس مفرح و من در آن توافق كامل داشتيم، بيزاري از تيپ «روشن فكر قلابي» بود كه درصد بالايي را از جوانان از فرنگ (يا آمريكا) برگشته تشكيل مي‌داد و مرتبا براي گرفتن مشاغل «بالا» به بانك مراجعه مي‌كردند.
لغت‌نامه‌هاي خارجي در تعريف كلمه روشن‌فكر (INTELLECTUAL) هوش سرشار و ظرفيت مغزي مافوق عادي شخص را ملاك دانسته‌اند. يعني اطلاق صفت «روشن‌فكر» را درباره كسي مجاز مي‌شمرند كه به علت وسعت فكر و استعداد بالا قادر باشد در مواجهه با اوضاع و احوال غيرمترقبه، مشكلات را با توجه به آتيه‌بيني حل كند. در اين تعريف اسمي از گواهي‌نامه تحصيلي مطرح نيست.
وقتي ما در بانك صادرات با هجوم تعداد زيادي از جوانان «فكلي پشت جعبه آيينه‌اي» پودر ماليده تازه از فرنگ (يا آمريكا) برگشته مواجه شديم كه هر كدام به صرف داشتن يك تصديق (حقيقي يا قلابي) از يكي از موسسات ناشناس اروپايي، ادعاي روشن‌فكري و ارجاع شغل درخور داشتند و حال آنكه زبان و انشاي مادري را درست نمي‌دانستند، تصميم ما بر اين قرار گرفت كه بانك صادرات را از «شر» آنها مصون نگاه داريم. آن جوانان گمراه هرگز قادر نبودند بفهمند كه اصطلاح «روشنفكر» به شخص بي‌سواد ولي بزرگ‌ مغزي مثل «كريم‌خان زند» بيشتر قابل اطلاق بود تا آنها. ولي ما در عين احترام گذاشتن به مايحتوي مغزي اشخاص، هرگز نگذاشتيم كاغذپاره‌ها به نام گواهي‌نامه‌ها، ما را افسون «جعفرخان از فرنگ آمده» بكند. به عبارت اخري سعي كرديم روشن‌فكر حقيقي را از روشن‌فكران قلابي، كه مضر به كار بودند تفكيك كنيم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 14:30  توسط محمد ربیع زاده  | 

پرسش آفتابگردانی

سوال ذهن من اینه که این شفاف سازی ها و اصلاحات آیین نامه ای وبخشنامه ای رو نمی شد وقتی دولتی هم بودیم می کردیم؟

جواب:

۱-  لازمه برخی از اصلاحات خصوصی شدن بانک است  زیرا قوانین و مقررات اجازه برخی از اصلاحات را نمی دهد.

۲- در زمان دولتی بودن نیز اصلاحات مهمی در بانک اتفاق افتاد مانند اصلاحات در دوره مدیریتی آقایان مقدسی و حاتمی که توضیحات کامل ان وقت دیگری می طلبد.

۳- حرکت خصوصی شدن بانک نیز خود یک اصلاح ساختاری مهم در همه ابعاد است که در زمان دولتی بودن بانک اتفاق افتاد و حاصل زحمات  همه همکاران می باشد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 13:22  توسط محمد ربیع زاده  | 

منابع

با سلام
آیا امکان این امر وجود دارد که موضوع منابع پایان هر ماه کمرنگ تر گردد و منابع هفتگی اهمیت بیشتری یابد ؟ گاه صرفاً از مشتریان خواسته می شود که در پایان ماه موجودی خود را تا حد زیادی افزایش دهند .لیکن منابع پایدار و دائمی برای بانک نیست .

جواب :

با سلام

ملاک رشد منابع روزانه است و بزودی با اجرای طرح سود و زیان شعب شعبه  راهی غیر از پا یداری منابع و پرهیز از اتکا به رشد پایان ماه نخواهد داشت.


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 6:22  توسط محمد ربیع زاده  | 

خودپرداز

برای خودپرداز در زبانهای گوناگون واژه‌های گوناگونی بکار می‌رود که برخی از آنها در زیر می‌آید:

 

  • انگلیسی آمریکا: (Automated Teller Machine (ATM (معنی: بانکدار خودکار)
  • در شرق آمریکا: MAC machine یا (MAC (Money Access Center (معنی: مرکز دسترسی به پول)
  • انگلیسی کانادا: (Automated Banking Machine (ABM (معنی: دستگاه خودکار بانکی)
  • در برخی زبانهای اروپایی Bancomat یا Bankomat (دستگاه خودکار بانک)
  • در اسپانیایی Cajero Automático (دستگاه خودکار نقد کردن)
  • در انگلستان Cashpoint و Cashmachine (نقدگاه)
  • , آلمانی Geldautomat (معنی: دستگاه خودکارِ پول)
  • در نروژ Minibank (معنی: بانک کوچک)
  • در هلند Pin Automaat (معنی: دستگاه خودکار پول کشیدن)
  • در سوئیس Postomat (معنی: دستگاه خودکار بانکی به نام سوئیس پست).

با تشکر از آقای منطقی بابت ارسال مطلب


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 8:36  توسط محمد ربیع زاده  |